خدا بشه مرحم ِ دردهات... خدا بشه پناهت وقتی از همه ی دنیا رو بر میگردونی...
خدا دل ِ شکسته ات رو درست کنه و تحویلت بده...
خدا اشکهات رو پاک کنه...
خدا دلت رو آروم بکنه...
خدا بشه همه ی امیدت.. فکرت عشقت... پناهت...
نوشته شده توسط آ_عامری در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 19:50 |
لینک ثابت |
هی راه بری روی زمین ِ خدا... هی بهش بگی دیدی خدا؟ دیدی چقدر تنها و غریب موندم روی زمین؟..
نوشته شده توسط آ_عامری در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 19:48 |
لینک ثابت |
اینجوری بود که رابطه ی من و خدا عوض شد...
من تنها تر شدم.. روی زمین.. فقط من موندم و خدا...
اینطوری شد که...
اینطوری شد که عاشق تر شدم ...
نوشته شده توسط آ_عامری در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 19:48 |
لینک ثابت |
امشب هوا بارونی ه... امشب تو همینجایی... همین حوالی... بوی خاک ِ نم خورده نوید ِ اومدنت رو میده...
نوشته شده توسط آ_عامری در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 0:54 |
لینک ثابت |
....
داشتیم؟ من برسم به شما و بغضم سنگین تر بشه؟ ...
نوشته شده توسط آ_عامری در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 23:37 |
لینک ثابت |
.
من این روزها از همیشه عاشقترم...
نوشته شده توسط آ_عامری در شنبه دوم خرداد 1388 ساعت 2:14 |
لینک ثابت |