چند وقتی بود منتظر بودم..دعا می کردم تا خیلی چیزا درست بشه...
خدا وقتی بخواد چیزی درست بشه ........میشه...
حالا باید بیشتر شکرش کنم...
بی مقدمه :
روز ۱۱ آبان جشن عقدمون بود!
» وبلاگ آقای همسر: نان
نوشته شده توسط آ_عامری در شنبه نوزدهم آبان 1386 ساعت 10:40 |
لینک ثابت |